شب زنده داری
سَهَرُ اللیلِ بِذِکرِ اللهِ غَنیمَةُ الأولیاءِ و سَجِیَّةُ الأتقِیاء.
شب بیدار ماندن به ذکر و یاد خدا، غنیمت اولیاء است و خصلت پرهیزگاران.
میزان الحکمه، ح 8957
سَهَرُ اللیلِ بِذِکرِ اللهِ غَنیمَةُ الأولیاءِ و سَجِیَّةُ الأتقِیاء.
شب بیدار ماندن به ذکر و یاد خدا، غنیمت اولیاء است و خصلت پرهیزگاران.
میزان الحکمه، ح 8957
أمَرَني رَبّي بِالسَّخاءِ وَالبِرِّ ونَهاني عَنِ البُخلِ وَالجَفاءِ
پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت.
طُوبی لِمَن طالَ عُمُرُهُ وحَسُنَ عَمَلُهُ، فَحَسُنَ مُنقَلَبُهُ إذا رَضِيَ عَنهُ رَبُّهُ عَزَّ وَجَلَّ.
خوشا به حال کسی که عمرش طولانی و عملش نیکو باشد؛ پس بازگشتگاهی نیکو خواهد داشت چون پروردگارش (که عزیز و بزرگ است) از او راضی است.
أمالی الصدوق، ص 57
حُبُّنا أهلَ البَيتِ يُكَفِّرُ الذُّنوبَ ، ويُضاعِفُ الحَسَناتِ؛
دوست داشتن ما اهل بيت ، گناهان را پاك مى كند و حسنات را دو چندان مى سازد.
اكْتُبْ وَ بُثَ عِلْمَكَ فِي إِخْوَانِكَ فَإِنْ مِتَّ فَوَرِّثْ كُتُبَكَ بَنِيكَ فَإِنَّهُ يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ مَا يَأْنَسُونَ فِيهِ إِلَّا بِكُتُبِهِم.
دست اندر کار نگارش باش، و علم و آگاهی خود را میان برادران ایمانی خود منتشر ساز؛ و چون از دنیا بروی، برای فرزندانت این نبشتارها را به ارث گذار؛ زیرا روزگاری پر آشوب در پیش است که مردم ـ جز با نوشتهها و کتب خود ـ نمیتوانند خویشتن را با چیز دیگری مأنوس و سرگرم سازند.
کافی، ج1،ص67
لِلنَّبيِّ صلی الله علیه وآله شَفاعَةٌ في اُمَّتِهِ ولَنا شَفاعَةٌ في شِيعَتِنا؛
پيامبر صلی الله علیه وآله حق شفاعت در امتش دارد، ما حق شفاعت براى شيعيانمان داريم.
المحاسن: ج 1، ص 189
قَیِدُّواالعِلم، قیل: وَماتَقییدُهُ؛ قالَ: کِتابَتُهَ.
علم و دانش را به بند آرید و از آن صیانت و نگاهبانی کنید.عرض کردند: راه و رسم به بند کشیدن علوم و دانش چیست؟ فرمودند: «کتابت و نگارش آن».
بحارالأنوار، ج 2، ص147
حضرت امام محمد باقر علیه السلام امام پنجم شيعيان در مدينه به دنيا آمد. مادرش، فاطمه معروف به ام عبداللَّه، دختر امام حسن علیه السلام ميباشد و اين امام از پدر و مادر علوي و هاشمي است. ابوجعفر كنيهي ايشان و باقر و باقرالعلوم نيز از القاب آن حضرت ميباشند.
وليد بن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز و هشام ابن عبدالملك در زمان حيات آن امام همام حكومت ميكردند. اولاد آن حضرت را پنج پسر و دو دختر نقل كردهاند. در زمان امام باقر علیه السلام عليرغم هرج و مرج موجود به جهت تغيير حاكميت اموي به عباسي، زمينهاي براي قيام عليه دستگاه جور فراهم نبود. با اين حال در اين ميان، قيام عِلمي، ممكن بود. اين حركت علمي امام در حالي صورت گرفت كه مُلاّهاي درباري كه متكي به زر و زور سلاطين بودند، هر يك مذهبي از خود تراشيده، سبب انحراف شده بودند.
امام باقر علیه السلام در آن دوران، مطالب علمي و اسلامي را بازگو ميكرد و چنان در بسط علوم متبحّر بود كه به باقرالعلوم يعني شكافندهي دانشها، معروف گرديد. اين تلاش مقدس به حدي بود كه شيخ مفيد آن را منحصر به فرد ميداند و ميزان ظهور علوم دين، آثار و سنت و علوم قرآن، تاريخ و فنون آداب را در اين زمان، بينظير توصيف ميكند. اگر به روايات شيعه رجوع كنيم، خواهيم ديد كه بيشترِ آنها از امام باقر و امام صادق علیهما السلام است، زيرا امامانِ ديگر، مانند آن دو بزرگوار، براي نشر حقايق مجال نيافتهاند.
ولادت با سعادت این امام همام مبارک باد
![]()
تریبون مستضعفین- شنیده شده بود که ریش روحانیون را در زندان میتراشند. از بیرجند که راه افتاده بودند این فکر رهایش نمیکرد گاه موهای نه چندان پرپشت خود را میکشید تا به دردی که با کشاندن تیغ بر صورتش برمیخواست، عادت کند.«وحشت عظیمی از آن آنچه در بیرجند انتظارش را داشتم و آن عبارت بود از تراشیدن ریش، خشکِ خشک… منتظرش بودم.»
آیتالله خامنهای پس از تراشیدن مو و ریش، شرح اسم صفحه ۷۲۸
و آن لحظه از راه رسید و در انباری سابق باز شد. آرایشگر یک گروهبان در چهارچوب در ظاهر شدند. یک صندلی هم با خود آورده بودند. به او اشاره کردند که بیاید و روی صندلی بنشیند. شنیده بود بعضی روحانیون هنگام تراشیدن ریش مقاومت کردهاند. شاید حضور گروهبان برای مقابله با این مقاومت ها بود.«مقاومتی نداشتم و نکردم. آماده بودم. چون می دانستم فایده ای ندارد. دست و پای من را میگیرند و بعد مقداری کتک میزنند و بعد آن کاری که نباید بشود… خواهد شد.»
نشست. منتظر بود دست آرایشگر بالا بیاید و لبه تیغ را روی صورت او مماس کند ناگهان دید آن چه روی صورت او به راه افتاده دستگاه مو زن است. تمام نگرانیها و انتظارهای موحش غیب شان زد. «این قدر خوشحال شده بودم… که بی اختیار با این سلمانی و آن گروهبان مرتب بنا کردم حرف زدن و خندیدن… تعجب میکردند اینها که من چه طور آخوندی هستم که دارند ریشم را کوتاه میکنند و من این قدر خوشحالم… {تمام که شد} به او گفتم استاد این آینه را بده چانه ی خودم را چند سال است ندیدهام… خنده اش گرفت. آینه اش را داد. بنا کردم به صورتم نگاه کردن. دیدم بله؛ آدم مثل این که خودش را درست نمیشناسد.»
… هنگام برگشت آن افسر عبوس آقای خامنه ای را دید و با زبان تمسخر از فاصله ای که دور هم بود صدا بلند کرد:«آشیخ! ریشات را زدند من هم با همان صدای بلند گفتم: بله و با خنده ادامه دادم الحمدالله مدتها بود چانه ام را ندیده بودم که دیدم… احساس کردم من هیچ ناراحتی ندارم. شاید تعجب کرد. دلش می خواست که من ناراحت و متاسف و غمگین بودم که نبودم.
ابی بصیرمیگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:
اكْتُبُوا فَإِنّكُمْ لَا تَحْفَظُونَ حَتّى تَكْتُبُوا.
برای نگارش [حقایق دینی] دست به کار گردید؛ زیرا شما نمیتوانید این حقایق را ـ جز از طریق نگارش آن ـ در خاطر خود حفظ نموده و از آن نگاهبانی کنید.
کافی، ج1،ص67
ما شِيَعَتُنا إلّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ و أطاعَهُ؛
شيعه ما، تنها، كسى است كه تقوا پيشه و مطيع خداوند باشد.
نَحْنُ أصلُ كُلِّ خَيْرٍ، ومِن فُرُوعِنا كُلُّ بِرٍّ
ما ريشه همه خوبي ها هستيم و هر نيكى، ثمره شاخه هاى ماست.
نَفَسُ الْمَهمُومِ لِظُلمِنا تَسبيحٌ و هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ؛
نَفَس كسى كه براى مظلوميت ما اندوهگين شود، تسبيح و اندوه او به خاطر ما عبادت است.
قَالَ لَا يَسَعُ النّاسَ حَتّى يَسْأَلُوا وَ يَتَفَقّهُوا وَ يَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ يَسَعُهُمْ أَنْ يَأْخُذُوا بِمَا يَقُولُ وَ إِنْ كَانَ تَقِيّةً.
مردم نمیتوانند خود را در فراخی و گشادگی ببینند مگر آنگاه که جویا و پویا و پرسان بوده، و در امر دین کسب بصیرت نموده و امام و پیشوای خود را شناسایی کنند. فقط برای چنین افرادی روا است گفتههای آن امام را ـ ولو به تقیه و رازداری هم باشد ـ فرا گیرند.
الکافي، ج 1، ص 50
مَن أَتَى الجُمُعَةَ إيماناً وَاحتِساباً، اِستَأنَفَ العَمَلَ؛
هر كس از سر ايمان و براى رسيدن به ثواب الهى به نماز جمعه برود، اعمال خود را از ابتدا آغاز كند [همه گناهانش آمرزيده است].